تبليغاتX
یه شب توی اوج صداقت زیر همه حرفات زدی

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی

یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود، ازش پرسید

چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟

دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"‌دوست دارم

تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان كنی... پس چطور دوستم داری؟

چطور میتونی بگی عاشقمی؟

من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت كنم


ثابت كنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی

باشه.. باشه!!! میگم... چون تو خوشگلی،

صدات گرم و خواستنیه،

همیشه بهم اهمیت میدی،

دوست داشتنی هستی،

با ملاحظه هستی،

بخاطر لبخندت،

دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد

متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناكی كرد و به حالت كما رفت

پسر نامه ای رو كنارش گذاشت با این مضمون

عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا كه نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟

نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم

گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت كردن هات دوست دارم اما حالا كه نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم

گفتم واسه لبخندات، برای حركاتت عاشقتم
اما حالا نه میتونی بخندی نه حركت كنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم

اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره

عشق دلیل میخواد؟

نه!معلومه كه نه!!

پس من هنوز هم عاشقتم

عشق واقعی هیچوقت نمی میره

این هوس است كه كمتر و كمتر میشه و از بین میره

"عشق خام و ناقص میگه:"من دوست دارم چون بهت نیاز دارم

"ولی عشق كامل و پخته میگه:"بهت نیاز دارم چون دوست دارم

"سرنوشت تعیین میكنه كه چه شخصی تو زندگیت وارد بشه، اما قلب

حكم می كنه كه چه شخصی در قلبت بمونه

tifooses  سرزمین عشق

 

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم

  در چشمانت خیره شوم دوستت دارم

را بر لبانم جاری کنم

منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم

  سر رو شونه هایت بگذارم....از عشق تو.....

 از داشتن تو...اشک شوق ریزم

   منتظر لحظه ی مقدس که تو را در اغوش بگیرم

     بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم

    وبا تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هدیه کنم

                  اری من تورا دوست دارم

 وعاشقانه تو را می ستایم


 

وقتی هستی آنقدر محو تماشا و در کنار تو بودن هستم  که از گذر سریع لحظات غافل می شوم
دوست دارم این لحظات کنار هم بودن را تا بی نهایت ادامه دهم...
وقتی هستی همه چیز "تو" می شود و من سراپا چشم
نمیدانی... نمیدانم.. هیچ کس نمی داند  که چه قدر عاشقت هستم
چه قدر برای کنار تو بودن پرپر میزنم
چه قدر همیشه نگرانت هستم
همیشه چشم به راهت هستم
خدایا کی این هجران را پایان میدهی؟
خدایا این عشق پاک را از ما مگیر
هر روز بر این عشق فزونی بخش و آن را شعله ور تر کن

 

سرزمین عشق tifoos

یک شبی مجنون نمازش راشکست

بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود

فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد برلب درگاه او

پر زلیلا شد دل پر آه او

گفت یارب از چه خوارم کرده ای

بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای

وندر این بازی شکستم داده ای

نشتر عشقش به جانم می زنی

دردم از لیلاست آنم می زنی

خسته ام زین عشق، دل خونم مکن

من که مجنونم تو مجنونم مکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم

این تو و لیلای تو ... من نیستم

گفت: ای دیوانه لیلایت منم

در رگ پیدا و پنهانت منم

سال ها با جور لیلا ساختی

من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم

صد قمار عشق یک جا باختم

کردمت آوارهء صحرا نشد

گفتم عاقل می شوی اما نشد

 

 

به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد
و به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد

دفتر قلب مرا وا كن و نامی بنویس
سند عشق به امضا شدنش می ارزد

گرچه من تجربه‌ای از نرسیدن‌هایم
كوشش رود به دریا شدنش می ارزد

كیستم ؟
باز همان آتش سردی كه هنوز
حتم دارد كه به احیا شدنش می ارزد

با دو دست تو فرو ریختنِ دم به دمم
به همان لحظه‌ی بر پا شدنش می ارزد

دل من در سبدی
ـ عشق ـ به نیل تو سپرد
نگهش دار
، به موسی شدنش می ارزد

سال‌ها گرچه كه در پیله بماند غزلم
صبر این كرم به زیبا شدنش می ارزد

 

 

 

 

 

بی قرار توام و در دل تنگم ، گله‌هاست
آه بی تاب شدن
، عادت کم حوصله‌هاست

مثل عکس رخ مهتاب
، که افتاده در آب
در دلم هستی و
، بین من وتو فاصله‌هاست

آسمان
، با قفس تنگ ، چه فرقی دارد
بال
، وقتی ، قفس پر زدن چلچله‌هاست

پی هر لحظه
، مرا ، بیم فرو ریختن است
مثل شهری که
، به روی گسل زلزله‌هاست

باز
، می پرسمت از مسئله دوری وعشق
وسکوت تو
، جواب همه مسئله‌هاست

 

 

 

 

عیشم مدام است از لعل دلخواه
کارم به کام است الحمدلله

ای بخت سرکش تنگش به بر کش
گه جام زر کش گه لعل دلخواه

ما را به رندی افسانه کردند
پیران جاهل شیخان گمراه

از دست زاهد کردیم توبه
و از فعل عابد استغفرالله

جانا چه گویم شرح فراقت
چشمی و صد نم جانی و صد آه

کافر مبیناد این غم که دیده‌ست
از قامتت سرو از عارضت ماه

شوق لبت برد از یاد حافظ
درس شبانه ورد سحرگاه

حافظ

 

من به حضرت حافظ خیلی اعتقاد دارم ولی محمدرضا نداشت. نمی خواست قبول کنه حافظ حرف دلشو می فهمه.

 

 

 

تو نیستی و صدای تو، هوای خوب این خونه‌اس
صدای پای عطر گل
، صدای عشق دیوونه‌اس
تو از من دور و من دلتنگ
، تو آبادی و من ویرون
همیشه قصه این بوده
، یکی خندون یکی گریون

همیشه قصه این بوده
، تو یک لحظه تو یک دیدار
یک زخم از زهر یک لبخند
، تمام عمر فقط یکبار
پس از اون زخم پروردن
، پس از اون عادت‌و تکرار
ولی نصف یه روح این ور
، یه نیمه اون ور دیوار
خودت نیستی صدات مونده
، صدات چشمامو گریونده
دلم روی زمین مونده
، فقط از تو همین مونده

نفس‌های عزیز من
، صدای پای شب بوهاس
صدای باد و بوی نخل
، هوای شرجی دریاس
سکوت اینجا صدای تو
، هوا اینجا هوای تو
پر از تکرار این حرفم
: دلم تنگه برای تو
همیشه غصه این بوده یا مرگ قصه
، یا آدم
ته دریاچه‌های عشق می جوشند چشمه‌های غم
همیشه عشق یعنی ابر غروب و غربت بارون
تو در من جوشش شعری
، صدای این لب ویرون ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



یکشنبه هشتم شهریور 1388 |
خواهم رفت ، نخواهم ماند .

خواهم رفت از خلوت تو

و تو را از خلوت خود

برون خواهم راند.

خواهم رفت ، خواهی رفت .

بی آنکه هیچ نام و نشانی

از خود به جای بگذاری ،

بی آنکه هیچ نام و نشانی

از خود به جای بگذارم

خواهم رفت و حتی پشت سرم

را نگاه نخواهم کرد .

 

ای دل ساده بکش درد که حقت این است

از زمانه بشنو دل سرد که حقت این است

 

دیدی آخر دم مردانه بجز لاف نبود

بکش از مردم نامرد که حقت این است

ای دل ساده بکش درد که حقت این است

از زمانه بشنو دل سرد که حقت این است

 

دیدی آخر دم مردانه بجز لاف نبود

بکش از مردم نامرد که حقت این است

 

روز مرگم هر که شیون کند از دورو برم دور کنید

همه را مست وخراب از می انگور کنید

مرد غسال مرا سیر شرابش بدهید

مست مست از همه جا حال خرابش بدهید

بر مزارم مگذارید بیاید واعظ

پی میخانه بخواند غزلی از حافظ

جای تلقین به بالای سرم دف بزنید

شاهدی رقص کند جمله همه کف بزنید

روز مرگم وسط سینه من چاک کنید

اندرون دل من یک قلم تاک کنید

روی قبرم بنویسید وفادار برفت

آن جگر سوخته خسته از این دار برفت

 

چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت

دزدیده و به جاش یک زخم همیشه گی ، رو  قلبت هدیه

داده زل بزنی به جای اینکه لبریز کینه و نفرت شی

حس کنی که هنوز هم دوسش داری

چقدر سخته دلت بخواد سر تو باز به دیواری  تکیه بدی

که یک بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده

چقدر سخته تو خیالت ساعت ها با هاش حرف بزنی اما

وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی

چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه ها

 تو خیس کنه اما مجبور بشی بخندی تا نفهمه که

هنوز هم دوسش داری

چقدر سخته گل آرزو هاتو تو باغ دیگری ببینی

و هزار بار تو خودت بشکنی و اونوقت آروم زیر لب

بگی گل من باغچه نو مبارک

 

بوسه بر عكست زنم ترسم كه قابش بشكند
   قاب عكس توست اما شيشه ي عمر من است
               بوسه بر مويت زنم , ترسم كه تارش بشكند
                        تار موي توست اما ريشه ي عمر من است
                                                    تقديم به بهترينم كه آخرينم شد...

تنهایم مگذار

 

گفتي مي خوام بهت بگم همين روزا مسافرم
«بايد برم» براي تو فقط يه حرف ساده بود
کاشکي مي ديدي قلب من به زير پات افتاده بود
شايد گناه تو نبود، شايد که تقصير منه
شايد که اين عاقبتِ اين جوري عاشق شدنه
***
سفر هميشه قصه رفتن و دلتنگيه
به من نگو جدايي هم قسمتي از زندگيه
هميشه يک نفر ميره آدم و تنها مي ذاره
ميره يه دنيا خاطره پشت سرش جا مي ذاره
هميشه يک دل غريب يه گوشه تنها مي مونه
يکي مسافر و يکي اين وره دنيا مي مونه
***
دلم نمياد که بگم به خاطر دلم بمون
اما بدون با رفتنت از تن خستم ميره جون
بمون براي کوچه‌اي که بي تو لبريزه غمه
ابري تر از آسمونش ابراي چشماي منه
***
بمون واسه خونه‌اي که محتاج عطر تن توست
بمون واسه پنجره اي که عاشق ديدن توست!



سه شنبه دوم تیر 1388 |
 سلام به همه ی دوستای خوبی که به وب من سر می زنن

 سال نوی همه مبارک.....

 

 دوست دارم محمدرضا جونم عاشقتم عمرم تو همه زندگیمی

 .

 .

 .

 .

 .

 همه می دونین که من چقدر محمدرضامو دوست دارم .

 خدایا عاشقان را عشق بی پایان عطا  کن......

http://30min.mastertopforum.net/ تالار گفتگوی سیمین کوثری

 با تشکر از آبجی غزال عزیزم(بهترین  دوستم) که از عکسای زیبای وبش  استفاده کردم ....

 حتما یه سربه وب سایتش بزنید خیلی  باحاله

www.asheghe1sargashte.blogfa.com

 



یکشنبه نهم فروردین 1388 |

تقدیم به کسی که تمام دنیامه...

*

*

*

*

*

قول دادی هیچ وقت تنهام نذاری

(محمد رضا)

*

*

*

*

*

دوست دارم

دووست دارم

دوووست دارم

دووووست دارم

دوووووست دارم

                محمدرضا

 

 

 

 

 

 

 

 



پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387 |

***بنام آنکه مرا در محکمه عشق محکوم به جدایی کرد***

 

 

به خیالم که تو دنیا واسه تو عزیزترینم                        آسمونا زیر پامه اگه با تو رو زمینم

 

من هنوزم نگرانم که تو حرفامو ندونی              این دیگه یه التماسه من می خوام با تو بمونم

 

 

                                         ********@@@**********

 

 

عشق من ناز نکن بغض ما پایون میگیره             یه روزی دست زمونه تورو از من میگیره

 

 وقتی تنها با تو بودن واسه من زندگیه           تورو دیدن تورو خواستن رو کی از من میگیره

                                                                                                                   

عشق من قلب این عاشق با تو آروم میگیره               همه ناله های من از اون نگاهت دوریه

 

تورو دیدن تورو خواستن توروهرجا می بینم           بی تو وعشق تو من همیشه تنها می مونم

 

عشق من عاشقتم تکرار هر شبانته                        همه حرفام به خدا از عشق و از صداقته

 

                                    * با تو بودن توی دنیا واسه من نهایته *

 

عشق من بی کسیو شب با تو پایون میگیره            همه رگهام از حرارت نگات خون میگیره

 

                                    * با تو بودن توی دنیا واسه من نهایته *

 

تو گمون کردی بری خاطره هاتم می میره                 روزای رفته برام رنگ سیاهی میگیره

 

اگه صد بهارو پاییز واسه تو گریه کنم                        نمی تونم که تورو همیشه از یاد ببرم

 

من همون عاشقتم تا که نگام بارونیه                        همه ناله های من از اون نگاهت دوریه

 

                                   * تورو دیدن توی دنیا واسه من نهایته *

 

عشق من بی کسیو شبر با تو پایون میگیره            همه رگهام از حرارت نگات خون میگیره

 

 * با تو بودن توی دنیا واسه من نهایته *

 

تموم خاطراتت یادم میاد

یاد اون روز که دلت میگفت منو میخواد

اگه تو نمونی پیشم دیونه میشم

آخه من چی کار کنم تو بمونی پیشم

فکر تو یه لحظه از سرم نمیره

من میگم میمونی اما دل میگه میره

نزار تا قصه مون این جوری تموم بشه

میدونم تو میری مهرم حروم میشه

بگو حرفت چیه ؛ آخه دردت چیه

تازه اول راهیم ، خداحافظی چیه

می دونستم میری و تنهام میزاری

تو که از حال دلم خبر نداری

می دونستم آخرش این جوری میشه

یکی مون تنها میمونه واسه همیشه

 سوء تفاهم نشه،اون منو تنها نذاشته اگه خودش پیشم نیست عشقش هنوز تو قلبمه

 

 

                          گر از عشق ميشه قصه نوشت ميشه از عشق تو گفت...
                          ميشه از عشق تو مرد و ديگه از دست همه راحت شد..
                          آره از عشق تو ديونگي هم عالميه...

 

 

اَگه بي وفـا بشي ،رفيق نيمه راه بشي ،با کـَسي آشنا بشي ،ميميرم
اَگه منو جا بذاري ،رو دلم پا بذاري ،بري تـَکو تنها بذاري ،ميميرم
تو منو خار نکـُن ،منو بيمار نکـُن ،عاشق ديوونهَ تو اينهمه آزار نکـُن
گِله بسيار نکـُن ،شَبَمو تار نکـُن ،جملهء مي خوام بـِرَم روديگه تکرار نکـُن
اَگه بي وفا بشي ،رفيق نيمه راه بشي ،با کـَسي آشنا بشي ،ميميرم
اَگه منو جا بذاري ،رو دلم پا بذاري ،بري تـَکو تنها بذاري ،ميميرم

 

 

هر جا که باشه دیگه بدتر از این جا که نیست... شاید این جوری یک بار بمیرم... ولی الان همه لحظاتم شده مردن و زنده شدن... بذار حداقل یک کم از قصه عشقمون بگم تا شاید خوابم ببره... یکی بود یکی نبود غیر خدا هیچکی نبود یه عاشقی بود که یک معبودی داشت... عاشقه دل خوش به وجود معبودش بود و پرستش اون بالاترین عبادتش بود... نمیدونست که یک روز الهه اش میره دنبال سرنوشتش و اونو تنها میزاره..................

 

 

خودت دیدی که نشد...! پس به خاطر من اگه هنوزم دوستم داری در مسیر سرنوشتت حرکت کن... بیشتر از این به خودت عذاب نده... ازت خواهش میکنم اگه هنوز فراموشم نکردی... سخته بگم:   ولی میگم: من حقیر را از یادت ببر... اگه دوستم داری نذار بیشتر از این قربانی بشیم...

 

 

اگه چشمات من و میخواست

                         تو نگاه تو میمردم

اگه دستات مال من بود

                         جون به دستات میسپردم

اگه اسممو میخوندی

                         دیگه از یاد نمیبردم

اگه با من تو میموندی

                          همه دنیا رو میبردم

 

 

پنج وارونه چه معنا دارد

 ؟!
خواهر کوچکم از من پرسيد

 
من به او خنديدم

 
کمي آزرده و حيرت زده گفت

 
روي ديوار و درختان ديدم

 
باز هم خنديدم

 
گفت ديروز خودم ديدم پسر همسايه

 
پنج وارونه به مينو ميداد

 
آنقَدَر خنده برم داشت که طفلک ترسيد

 
بغلش کردم و بوسيدم و با خود گفتم

 
بعدها وقتي غم

 
سقف کوتاه دلت را خم کرد

 
بی گمان مي فهمي

 
!!! پنج وارونه چه معنا دارد

 

 

 

 

آدمك آخر دنياست بخند
آدمك مرگ همينجاست بخند


آن خــدايي كه بزرگش خوانـدي
به خدامثل تو تنهاست بخنــــد


دستخطي كه تو را عاشق كرد
  شوخی كاغذي ماست بخنــــد


فكـر كـن فكـر تو ارزشـمند اسـت
فکركن گريه چه زيباست بخنــــد


صبح فردا به شبت نيست كه نيست
تازه انگار كه فرداست  بخنــــد


راسـتي آن چـه بـه يـادت داديـم

 پر زدن نيست كه درجاست بخنــــد


آدمك نغمه آغاز نخوان  !!
به خدا آخردنياست بخنــــد . . .

 

 

خواستم عشق رو تو دستام بگيرم ، ولي جا نشد . پس گذاشتمش تو جيبم ، ولي جا نشد . در كيفمو باز كردم ، ولي جا نشد . تصميم گرفتم ببرمش توي اتاق ، ولي جا نشد . بنابراين يه خونه براش گرفتم ، ولي جا نشد . با خودم گفتم : يه باغ ! آره ! ولي جا نشد . پس گذاشتمش توي قلبم ، حالا ديگه جاش خوبه خوبه ... تازه مي فهمم اين كه مي گن دل آدم مي تونه از دنيا هم بزرگتر باشه يعني چي!

 

 

برات مي نويسم دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي من مي نويسم .. ...من ... مي نويسم دوست دارم

 

 

شعری که جوشید از دلم اینبار باشد مال تو.

احساس شیرین دلی ، تبدار باشد مال تو.

 

از من بریدی بی سبب، من هم گذشتم از دلم .

 

پاینده باشی سهم این ، ایثار باشد مال تو.

 

باشد برو بی اعتنا ، تنها رهایم کن ولی ،

 

قلبی که مانده پشت این ، دیوار باشد مال تو.

 

چیزی ندارم من دگر، جز یک رمق جان در بدن .

 

حتی همین این یک رمق، صدبار باشد مال تو.

 

جز شعر چیز دیگری ، در چنته ام پیدا نشد.

 

قابل ندارد این غزل ، بردار باشد مال تو.

 

گمان کردم که او عاشق ترین عاشق در این دنیاست

گمان کردم که غمخواری برای یک دل تنهاست

 از عشق خود به من میگفت از عاشق ها سخن میگفت

از اشکی داغ وآتشزن همیشه چشم او پر بود

ولی افسوس همه از عشق گفتنها تمام گریه کردنهاتظاهر بود

همه عاشق نوازی هاتمام صحنه سازی هاتظاهر بود

به خود گفتم دوباره بخت یارم شد

به خود گفتم که پایانی برای انتظارم شد

به خود گفتم دوباره نوبت فصل بهارم شد

ولی افسوس همه از عشق گفتنها تمام گریه
کردنها تظاهر بود

همه عاشق نوازی هاتمام صحنه سازی ها تظاهر بود....تظاهر
بود...تظاهر بود

 

 

 

 

تو
به همين راحتي
مرا نديدي ...

من
به همان راحتي
تو را کنار گذاشتم ...

طول رابطه
دليل بر عمر باقي
نخواهد بود ...

من براي دنيايم
شريک مي خواستم
تو حتي زحمت ديدن دنيايم را هم
به خود ندادي ...

جدايي
را دوست ندارم
اما گاهي بين بَد و بَدتر
مجبور به انتخاب بَد هستم ...

خود خواهي من
حاصل تنهايي مفرطم بود
تو حتي تنهاييم را نفهميدي ...

تمام خاطرات منِ با تو بودن
براي من ...
تمام خاطرات توِ با من بودن
باز براي من ...

دنياي تنهاي من
قدر لحظات دوتايي رو خوب ميدانند ...
اما دنياي لوکس تو ...

هيچ وقت از ديدن کلمه پايان
احساس خوبي نداشتم ...

اما ...

پاي آ ن ...

 

 

خيلي وقته اينجا پرسه ميزنم
     جاي رد پاتو من نيستي و بوسه ميزنم

                  اگه حتي تو جوابمو ندي
                  من بازم با عکس تو حرف ميزنم

 

میان نامه هایت مینوشتی زندگی زیباستو من هم زندگی رو در تو میدیدم برو استاد خوبی ها به من درس وفا دادی و من هم خوب فهمیدم وفا یعنی خداحافظ."

 

 



دوشنبه نهم دی 1387 |
تواین نوشته هارو نمی خونی وبرای خواندن نمی نویسم برای نشانه ها می نویسم برای نازنین یارم که وفادارتر بمانم خود من ....

بی وفایی گناهی است که بخشیده می شود ولی فراموش نمی شود

می بخشمت ولی هیچ وقت این کارتو فراموش نمی کنم محمدرضا

 

در برکه اشکم همه دم نقش تو دیدم

این هدیه ی خوبیست که از آب گرفتم

هرگز نتوانی که زمن دور بمانی

چون در دل خود عکس تورا قاب گرفتم

 

از من آزرده مشو میرم از خانه ی تو قبل رفتن تو بدان عاشق وبی تقصیرم تو اگه خسته ای از دست دلم حرفی نیست امر کن تا که بمیرم به خدا می میرم............

می دونستی این کارو واست می کردم ولی نخواستی می دونی می گفتی بمیر می مردم ولی نخواستی می دونی اگه می گفتی ......

خلاصه می دونی هر کار واست می کردم ولی نخواستی  تو هیچ وقت ازم هیچی نخواستی هیچی.......

ولی اولین خواستت به قیمت جداییمون تموم شد متاسفم نتونستم انجامش بدم آخه این یکی دست خودم نبود انصراف از دانشگاه سخت ترین کاری بود که ازم خواستی چیزی ازم خواستی که خودت بهم دادی ولی نتونستم خواستتو انجام بدم شرمنده گل مریم........

 

 

می ترسم برق چشماش یکی دیگرو بگیره........همونجور که منو هفت سال اسیر کردو بعدش رفت،رفت که واسه دهمیشه تو خاطرم بمونه،رفت تا یادش تا ابد تا همیشه تو قلبم جاودانه باشه. ۱۰آبان امسال بهترین روز زندگیم بود تنها روزی بود که بدون ترس کنارش نشستم وتو چشای خوشگلش نگاه کردم وهنوز یک ماه نگذشت که این خوشیم رنگ غم گرفت ۱۱آذر بهم گفت رفته خواستگاریاونقدر شوکه شدم که نگو... ولی چی می تونستم بگم به قول خودش اختیار خودشو داره منم تنها تونستم بگم کار خوبی کردی ایشاا... خوشبخت بشی عزیزم 

غیر از دعای خوشبختی چکار می تونم کنم واسه تمام زندگیم ...

محمدرضای عزیزم امیدوارم همیشه خوشبخت و سربلند باشی

خیلی وقته که می دونم یه کسی تو لحظه هاته

واسه ی به تو رسیدن مثل سایه پا به پاته

 

کسی که تا ابد به یادته: مریم دیوونت

 

اون که می گفت بدون تو می میره دروغ می گه دلش مث کویره دروغ می گه تو گوش نده به حرفاش نگو هنوز می خوای بمونی باهاش خیال نکن بدون اون می میری بذار بره نباشه جون می گیری

  

        تو ساده دل کندی ولی تقدر بی تقصیر نیست

بهترین تصاویر در بهار بیست www.bahar20.sub.irای که یه روزگاری همه دنیای تو بودم حالا هیچ فرقی نداره واسه تو بود و نبودم دلتو به کی سپردی حالا که منو نداری حالا دستتو عزیزم توی دست کی میذاری منی که همش میگفتم یه وقت تنها نمونی منی که برات می مردم اینو خودت میدونی ولی تو گذاشتی رفتی منو تنها گذاشتی چرا قلبمو شکستی چرا دوستم نداشتی



سه شنبه دوازدهم آذر 1387 |

دیشب خواب تورا دیدم چه رویای پر شوری

انگار که توی خواب دیدم تو سالها از من دوری

 

تورا توی باغی دیدم که سرتاسر خزان بود

هزاران چشم پر ز اشک در دل آسمان بود

 

مثال عکس قرص ماه میون آب نشستی

تا دست بردم بگیرمت خورسید شدی شکستی

 

آه ای فلک نفرین به تو ببین چه می کشم من

جـــدا از آن مهـــــــر آفــریـن میــون آتشم من

 

من عاشق این آهنگم،وقتی دلم می گیره واسه خودم این آهنگو می خونم فیلم سلطان قلبها رو هم به خاطر همین آهنگ دوست دارم. وقتی هم از دست محمدرضا ناراحتم و به این فکر می کنم که شاید روزی از هم جدا شیم آهنگ شام مهتاب داریوشو گوش میدم.تورو خدا شماها دعا کنین یا از هم جدا نشیم یا روز جداییمون من بمیرم،قبول کنین واسه یه دختر خیلی سخته از عشق هفت سالش دور باشه......

 

تو اون شام مهــتاب کنـارم نشسـتی

عجب شاخه گل وار به پایم شکستی

قلــــم زد نگـاهــت به نقش آفـــرینی

که صـورتگــری رونبود این چنینی

پـــــریزاده عشقـــو مهاســا کشیـدی

خــــــدا را به شوره تمــاشــا کشیدی

 

تو دونسته بودی چه خوش باورم من

شکــفتی و گفتی از عشـق پرپرم من

تا گفتم کی هستی؟ تو گفتی یه بیتاب

تا گفتم دلت کو؟ تو گفتی که دریاب!

قسم خوردی بر ما که عاشق ترینی

تویک جمع عاشق تو صادق ترینی

همون لحظـه ابری رخ ماهو آشوفت

به خود گفتم ای وای مبادا دروغ گفـت!

 

گذشت روزگاری از اون لحظۀ ناب

که معــراج دل بود به درگاه مهــتاب

در اون درگه عشق چه محتاج نشستم

تو هر شــام مهـــتاب به یادت شکستم

تو از این شـــکسـتن خبر داری یا نه؟

هنـوز شوره عشقو به سر داری یا نه؟

 

تو دونسته بودی چه خوش باورم من

شکفتی و گفتی از عشق پرپرم من

تا گفتم کی هستی؟ تو گفتی یه بیتاب

تا گفتم دلت کو؟ تو گقتی که دریاب!

قسم خوردی بر ما که عاشق ترینی

تو یک جمع عاشق تو صادق ترینی

هـمون لحظــــه ابری رخ ماهو آشفت

به خود گفتم ای وای مبادا دروغ گفت!

 

هنوزم تو شبها اگه ماهو داری

من اون ماهو دادم به تو یادگاری!!!

 

 

محمدرضا باور کن دوست دارم اگه بعضی وقتا از دستت ناراحت میشم و عصبیت می کنم به خاطر عشق زیادم نسبت به تواِ،نمی تونم قبول کنم که شاید عشقمو ازم بدزدن،نمی تونم قبول کنم مال من نیستی،نمی تونم قبول کنم یکی دیگه دوست داشته باشه یا تو اونو دوست داشته باشی.

می دونم که حرفامو می فهمی و می تونی درکم کنی مگه نه!؟

ای که با ناز نگاهت دلمو دیوونه کردی

پا گذاشتی روی قلبم توی قلبم خونه کردی

ای که وقتی تورو دیدم دل تنهام زیرو رو شد

باتو بودن تورو داشتن واسه من یه آرزو شد

طفلی قلب عاشق من،به خودش می گفت همیشه

آرزوی با تو بودن یه روزی راست راستی میشه؟؟

(ولی چه کنم که آرزوم بزرگ بود.......!!!)

 

ازت می خوام که تنهام نذاری وپیشم بمونی،خودت خوب می دونی چقدر دوست دارم،فقط مشکلم اینه نمی تونم اونجور که بایدوشاید عشقمو بهت ثابت کنم.کمکم کن،کمک کن بتونم مریمی بشم که تو دست داری،می دونم دقیقا اون کسی نیستم که تو می خوای،اگه بودم که.......

می دونم از بعضی رفتارام راضی نیستی ولی بهم نمی گی،شاید فکر می کنی اگه بگی ناراحت می شم ولی به خدا نه ،اتفاقا دوست دارم بدون کدوم رفتارام واست ناراحت کنندس تا دیگه انجام ندم،ولی وقتی نمی گی پیش خودم احساس می کنم واست اهمیت نداره وگر نه بهم می گفتی...

حالا هم ازت می خوامیعنی خواهش می کنم التماس می کنم رفتاره بدمو اصلاح کن تا منم بشم اون مریمی که تو همیشه می خواستی و نبودم...

 

همیشه دوستت دام محمدرضا جونم،تو عمره مریمی،مریمی که جز تو و ماهان دیگه کسی رو تو دنیا نمی خواد .



چهارشنبه بیستم شهریور 1387 |

 

  !اگه با ديدن من غم تو دلت جون مي گيره
       مي مـــــــيرم که تا ابد قلب تو اروم بگيره...
       اگه با بودن من باغ تـــــــو ويرونـــــه ميشه
        ميرم اما ميدونم دل بي تو ديوونــــه ميشه

                                                        فکر نکن که بي کسم خدا به دادم ميرسه
                                             کوه به کوه نميرســـه ادم به ادم ميرســـه

      مرهمي از شب چشمات واسه دردم نداري         
      !
 
خورشـــيدي اما خبر از تب ســـردم نداري 

 

 

 

 



دوشنبه یازدهم شهریور 1387 |
سلام.

می دونم خیلی وقته آپ نشدم شرمنده. آخه اصلا وقت نداشتم.

حالا هم چیزی ندارم بگم جز اینکه بازم بگم محمدرضای عزیزم عاشقانه دوستت دارم باور کن.............

 

 

عکس عاشقانه

 

عکس عاشقانه

 

 

 

بوسه يعني وصله ي شيرين دو لب... بوسه يعني مستي از مشروب عشق... بوسه يعني لذت دل دادگي... لذت از شب . لذت از ديوانگي... بوسه يعني حس خوبه طعم عشق... طعم شيريني به رنگ سادگي... بوسه يعني آغازي براي ما شدن... لحظه ي با دلبري تنها شدن... بوسه سرفصله کتاب عاشقي... بوسه رمز وارد دلها شدن... بوسه آتش مي زند بر جسم و جان... بوسه يعني عشق من با من بمان

 

پسر نگاهي به دختر کرد و گفت حالا که کنار ساحل هستيم بيا يه آرزوي قشنگ بکنيم دختر با بي ميلي قبول کرد پسر چشماشو بست و گفت کاشکي تا آخر دنيا عاشق هم بمونيم ... بعد به دختر گفت حالا تو آرزوتو بگو دختر چشماشو بست و خيلي بي تفاوت گفت کاشکي همين الان دنيا تموم بشه ... وقتي چشماشو باز کرد پسر رو نديد فقط چند تا حباب رو آب ديد

 

 

اگر خیال داری دوستم بداری همینک دوستم بدار اکنون که زنده ام... صبر نکن تا بمیرم... بدان که آنوقت هرگز صدایت به گوشم نخواهد رسید ومجبور می شوی حرف های نا گفته قلب ساده ات را در فراسوی یه مشت خاکسترسرد پنهان کنی پس اگرذره ای عشق من در دلت ماوا دارد اگر دوستم داری بگذار زنده بمانم دوستت دارم عزیزم

 

 

اگر خیال داری دوستم بداری همینک دوستم بدار اکنون که زنده ام... صبر نکن تا بمیرم... بدان که آنوقت هرگز صدایت به گوشم نخواهد رسید ومجبور می شوی حرف های نا گفته قلب ساده ات را در فراسوی یه مشت خاکسترسرد پنهان کنی پس اگرذره ای عشق من در دلت ماوا دارد اگر دوستم داری بگذار زنده بمانم دوستت دارم عزیزم

 

 

بازار سياه رفتم براي خريدن عشق ولي در ابتداي ورودم روي کاغذي خواندم در غرفه هوس بازان عشق را به حراج گذاشته اند به قيمت نابودي پاک بازان...

 

                                                                                  

 

 

 سفری غریب داشتم توی چشمای قشنگت،سفری که بر نگشتم غرق شدم توی نگاهت، دل ساده ی ساده کوله بار سفرم بود،چشم تو مثل یه سایه همجا همسفرم بود،من همون لحظه اول آخر راهو میدیدم،تپش عشق و تو رگهام عاشقانه می چشیدم

 

 

 

 روی یک طاقچه سنگی میون دو قاب رنگی بودن من وتو با هم داره تصویر قشنگی عکس تو تو قاب خاتم در حصار خالی از غم حتی در مرگ تن من نمی گیره رنگ ماتم

 

 

 





سه شنبه هشتم مرداد 1387 |

دلم برات تنگ شده.....اما من...من ميتونم اين دوري رو تحمل كنم... به فاصله ها فكر نميكنم ...... ميدوني چرا؟؟ آخه... جاي نگاهت رو نگاهم مونده.....هنوز عطر دستات رو از دستام ميتونم استشمام كنم....رد احساست روي دلم جا مونده ... ميتونم تپشهاي قلبت رو بشمارم...........چشماي بيقرارت هنوزم دارن باهام حرف ميزنن.......حالا چطور بگم تنهام؟؟چطور بگم تو نيستي؟؟چطور بگم با من نيستي؟؟آره!خودت ميدوني....ميدوني كه هميشه با مني....ميدوني كه تو،توي لحظه لحظه هاي من جاري هستي....آخه...تو،توي قلب مني...آره!تو قلب من....براي همينه كه هميشه با مني...براي همينه كه حتي يه لحظه هم ازم دور نيستي...براي همينه كه ميتونم دوريت رو تحمل كنم...آخه هر وقت دلم برات تنگ ميشه...هر وقت حس ميكنم ديگه طاقت ندارم....ديگه نميتونم تحمل كنم...دستامو ميذارم رو صورتم و يه نفس عميق ميكشم....دستامو كه بو ميكنم مست ميشم...مست از عطر ت. صداي مهربونت رو ميشنوم ...و آخر همهء اينها...به يه چيز ميرسم.....به عشق و به تو.....آره...به تو....اونوقت دلتنگيم بر طرف ميشه...اونوقت تو رو نزديكتر از هميشه حس ميكنم....اونوقت ديگه تنها نيستم
حالا من اين تنهايي رو خيلي خيلي دوسش دارم.. به اين تنهايي دل بستم...حالا ميدونم كه اين تنهايي خالي نيست...پر از ياد عشقه.. پر از اشكهاي گرم عاشقونه ...



شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 |

فال عشق

JavaScript Codes

JavaScript Codes

JavaScript Codes